کد خبر 132504
۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

واسطه آخرین دیدار یک شهید با مادرش

واسطه آخرین دیدار یک شهید با مادرش

چند روز مانده به عملیات یکی از رزمندگان آمد و درخواست مرخصی کرد. گفتم: «برادر تو که می‌دانی، چند روز مانده به عملیات بعضی مکالمات و مکاتبات هم محدود می‌شوند. 

به گزارش حیات، جعفر صالحی از رزمندگان استان زنجان است. او در خاطره‌ای کوتاه به روایت آخرین دیدار یک شهید با مادرش پرداخته است و روایت می‌کند: گفته بودند به زودی عملیاتی شروع خواهد شد. همه‌ی نیروها در منطقه «دشت عباس» جمع شده و آماده‌ عملیات بودند. «ایوب مقدم» از همرزمان ما بود. او چند روز مانده به عملیات آمد و درخواست مرخصی کرد. گفتم: «برادر تو که می‌دانی، چند روز مانده به عملیات بعضی مکالمات و مکاتبات هم محدود می‌شوند. حالا شما مرخصی می‌خواهید؟» گفت: «مادرم در بیمارستان است. پدر هم ندارم. زودپز در آشپزخانه منفجر شده و مادرم را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.» خلاصه به هر زحمتی بود، یک مرخصی کوتاه مدت برای ایشان جور شد و رفت. بعد چند روز سرحال و خُرّم برگشته بود و می‌گفت: «خداروشکر حال مادر خوب است.» همان دیدار، آخرین دیدارشان شد و در مرحله‌ی سوم عملیات محرم به شهادت رسید.

برچسب‌ها